Thursday, July 1, 2010

تاملي در رابطه احمدي نژاد با مراجع و روحانيون

تاملي در رابطه احمدي نژاد با مراجع و روحانيون

اظهار نظرهاي رئيس دولت کودتا در عرصه هاي مختلف همواره با انتقادهاي احزاب و جريان هاي مختلف سياسي مواجه بوده است.
در موارد بسياري از جمله بحث داغ انرژي هسته اي، انتقادهاي بسياري بر روند تعامل و مذاکره وي با دول غربي بوده که مهمترين آن را مي توان کناره گيري آقاي لاريجاني از شوراي امنيت ملي در پي اختلاف با تئوري هاي احمدي نژاد برشمرد. از اين دست بسيار بوده است که احمدي نژاد با حمايت رهبري همواره يکه تاز ميدان بوده و هر مانعي را از سر راه خود برداشته است.
از ديگر مواردي که مي توان به آن اشاره کرد بحث وي درخصوص افزايش جمعيت بود که با واکنش بسياري از نمايندگان مجلس روبرو شد و حتي تا آنجا پيش رفت که محمد مهدی شهریاری نماینده مجلس گفت که در حالي سیاست افزایش جمعیت از طرف دولت پیگیری می‌شود که ارسال پارازيت باعث ناباروري مردم شده است .
مساله ورود بانوان به ورزشگاهها، ساماندهي نيروهايي براي توهين به نوه امام، که با محکوميت بي نظير اکثريت مراجع همراه بود، بستن بيوت مراجع منتقد دولت مواردي از اين دست بوده است.
اما نکته اساسي در همه اين موارد آن است که مراجع و روحانيون موافق دولت و برخي از روحانيون محافظه کار از اظهار نظر درخصوص نظريه هاي احمدي نژاد طفره رفته و حتي المقدور تا آنجا که مي توانستند سکوت اختيار مي کردند.
با توجه به اختلاف و شکاف عميقي که در رابطه احمدي نژاد با مراجع و روحانيون از بدو تاسيس دولت نهم بود، مراجع و روحانيوني هم بودند که سينه خود را در برابر نقدها سپر کرده و همواره به دفاع از عملکرد احمدي نژاد پرداختند. اما مساله انتصاب رحيم مشايي به عنوان معاون اول رئيس جمهور شکافي را در ميان در جامعه روحانيون و مراجع حامي وي به وجود آورد. تا آنجا که احمد خاتمي از تريبون نماز جمعه به انتقاد از وي پرداخت و او را متهم به انحراف از خط رهبري و ولايت کرد.
اما اين روزها گويي اين شکاف عميق تر شده و به عرصه رسانه ها هم کشيده شده است. عملکرد غيرمنطقي، خودکامه و غيراصولي رئيس دولت کودتا اين روزها تا آنجا پيش رفته که حتي حاميانش نيز لب به انتقاد از وي گشوده تا جايي که احمد جنتي که در دست بردن در راي مردم و انتصاب احمدي نژاد در پست رياست جمهوري نقش برجسته اي را ايفا نمود حاضر نيست در جواب نامه وي نرمش نشان داده و ضمن غير قانوني بودن تذکرات وي ، او را از دخالت در امور ديگر قوا پرهيز مي دهد.
نوري همداني که از مريدان رهبري و به عنوان يکي از مراجع تازه به دوران رسيده به خيال خود در هر واقعه اي شيپور به دست، برطبل کوثر مي کوبد به سفر رئيس دولت دهم به چين پس از تصويب قطعنامه انتقاد کرده و وي را در برابر اين پرسش قرار داده که وقتي چيني ها به تبعيت از روس ها و آمريکايي ها عليه جمهوري اسلامي ايران راي منفي دادند، چرا مسئولان ما در عاليترين رتبه بايد به اين کشور سفر کنند؟
همچنين در پي اظهار نظر احمدي نژاد درخصوص بحث حجاب در رسانه ميلي ، خون افرادي چون احمد خاتمي هم به جوش آمده و شخص رئيس جمهور را با اين پرسش مواجه ساخته که آقاي احمدي نژاد! شما براي حجاب چه کرده ايد؟ وی ضمن اشاره به مصوبه شوراي انقلاب فرهنگي و حمايت رهبري از آن گفته است که انتظار نداشتيم کسي که سوگند ياد کرده که از ارزش هاي اسلامي پاسداري کند مطالبي را برخلاف موازين اسلامي مطرح کند تا مورد سوء استفاده دشمنان قرار گيرد.
در اين روزهاي اخير که بازار نقد دولت دهم از سوي حاميانش گرم است مکارم شيرازي هم با نقد عملکرد دولت و اشاره به صحبت هاي اخير رئيس جمهور درخصوص عفاف و حجاب گفته که اگر در امور فرهنگي شکست بخوريم انگار که در عرصه سياسي شکست خورده ايم.
اينها تنها مواردي است که اين روزها از تريبون هاي عمومي در نقد دولت کودتا از سوي حاميانش مطرح مي شود .
اين روند نشان مي دهد که احمدي نژاد نه تنها در جلب رضايت مراجع و روحانيون منقتد خود در دولت نهم ناکام مانده بلکه آنچه براي وي از اين گروه مانده بود نيز در دولت دهم در حال از دست رفتن است.
گويي اين روزها احمدي نژاد مصمم است تا با طرحي جديد با کنار گذاشتن مراجع و روحانيون حامي اش قدمي محکمتر در استقرار دولت خودکامه خود بردارد.

هاشمی، اپوزیسیون و حکومت

هاشمی، اپوزیسیون و حکومت

شاید فردای فوت آیت ا.. خمینی، که هاشمی رفسنجانی به دنبال انتقال قدرت به آقای خامنه ای و به خیال خود حذف وی از صحنه اجرایی کشور بود، فکر نمی کرد که شاید روزی هم آقای خامنه ای درصدد حذف وی از صحنه اجرایی کشور برآید.
هاشمی که از رابطه تاریخی خود با آیت ا.. خمینی و دوستی دیرینه اش با آقای خامنه ای همواره به عنوان یک رانت سیاسی در طول سی سال بعد از انقلاب بهره برده است، این روزها با بحرانی مواجه شده که حتی دم از بازنشستگی و کناره گیری از سیاست می زند.
ماجرا از آنجا جدی شد که احمدی نژاد در مناظره جنجالی خود با میرحسین موسوی از هاشمی به عنوان مظهر اشرافیت در ایران یاد کرد و وی و خانواده اش را متهم به رانت خواری کرد. در این هنگام بود که هاشمی بعد از سکوتی طولانی به خاطر آنچه در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری بر وی رفته بود لب گشود و در نامه ای سرگشاده به آقای خامنه ای هشدار داد که بعد از من نوبت به شما هم خواهد رسید. اما علیرغم انتظار همگان و خود هاشمی، این نامه بی پاسخ ماند تا بر روند انتصاب احمدی نژاد تاثیری نگذارد. بعد از کودتای خرداد 88 و شدت گرفتن اعتراضات بود که آقای خامنه ای با حضور در نماز جمعه 29 خرداد ضمن اشاره به هماهنگی رئیس دولت کودتا با وی به نحوی هم به نامه هاشمی پاسخ داد و هم راهش را از یار دیرینه اش جدا کرد.
اما روزهای بعد که سیاسیون قدیم و جدید به دو گروه مقابل هم تقسیم شدند و به طور بی سابقه ای علیه هم موضع گرفتند هاشمی در گروه اپوزیسیونی قرار گرفت که روسای جمهور، مجلس و نخست وزیر کشور در سالهای پس از انقلاب از سرشناسان آن بودند. هاشمی در جریانات پس از انتخابات با حضور در نماز جمعه و ایراد آخرین خطبه خود عملا تمایل و گرایش خود را به پیوستن به گروهی که میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی در مقابل آقای خامنه ای و احمدی نژاد تشکیل داده بودند نشان داد.
اما هاشمی علیرغم ابراز تمایل و گرایش خود به جریان اپوزیسیون تا حد زیادی روحیه محافظه کاری خود را حفظ کرد و ضمن ورود به مسائل با عقلانیت خود سعی کرد تا نه از حکومت باشد و نه از گروه اپوزیسیون بلکه همچون گذشته نقش یک میانه دار را در عرصه سیاست کشور بازی کند و در اصلاح عام تر جوش دهنده تضادهای سیاسی با شیوه های خود باشد. اما باید توجه داشت که سیر تطور انقلاب اسلامی این روزها به وی چنین اجازه ای را نمی دهد چراکه اگر انقلاب اسلامی را به سه دهه تقسیم کنیم که در دهه اول روحانیت و بازاریون میدان دار عرصه سیاست و در دهه دوم تکنوکرات ها تعیین کننده بودند، در دهه سوم نظامیان پیشتاز هستند، و نکته حائز اهمیت این است که هاشمی آن نفوذ و قدرتی را که در میان دو نسل اول و دوم داشت، در میان نظامیان ندارد.
از طرفی هم حکومت نه قدرت حذف وی را دارد و نه نیاز به عملگرایی سیاسی وی، و تنها برای مشروعیت خود است که به حضور هاشمی ولو به صورت تشریفاتی نیاز دارد.
فشار بیش از اندازه حامیان احمدی نژاد بر وی و خانواده اش درخصوص رانت خواری، تلاش برای حذف وی از خبرگان رهبری، محدود کردن اختیارات وی در دانشگاه آزاد و مهم تر از همه سکوت آقای خامنه ای در قبال فحاشی های دولت کودتا و حامیانش به هاشمی، از جمله مسائلی است که وی را با بحرانی جدی در حکومت اسلامی مواجه ساخته تا جایی که نمی داند در این سیستم بماند یا برود.
همسویی با برخی از انتظارات اپوزیسیون از حکومت و از طرفی دوری نجستن از حکومت، این روزها هوای سیاسی کشور را برای هاشمی ابری کرده تا جایی که فردی که می خواست روزی امیرکبیر دوم کشور شود، در حال دچار شدن به سرنوشت اوست.